توصيف محمد از كلام دانشين آبجی پری ناز
محمد يه خواهري داره كه از خودش بزرگتره
آبجي با اون مهربونه با اينكه پر دردسره
حالا همه خوب مي دونن
محمد داداش خوشگلمه
مامان بابا با هم مي گن
دوستش داريم يه عالمه
داداش من با اشتها غذاشو كامل مي خوره
چيزي نمي گه داداشم وقتي دهان اون پره
نمي ريزه غذاهاشو روي لباسش يا زمين
مامان بابا بهش مي گن گل پسر ما آفرين
حالا همه خوب مي دونن
محمد داداش خوشگلمه
مامان بابا با هم مي گن
دوستش داريم يه عالمه
وقتي كه بابا جون من يه چيزي رو لازم داره
داداشي مي ره تند و سريع براي بابا مي آره
چون همه چيز توي خونه جاي مشخصي داره
محمد جونم وسايلو سر جاهاشون مي ذاره
حالا همه خوب مي دونن
محمد داداش خوشگلمه
مامان بابا با هم مي گن
دوستش داريم يه عالمه
وقتي كه ماه مهربان شبها مي آد تو آسمون
بعد غذا موقع خواب محمد ميره تو رخت خواب
حالا همه خوب مي دونن
محمد داداش خوشگلمه
مامان بابا با هم مي گن
دوستش داريم يه عالمه
اول صبح كه پا مي شه مثل يه غنچه وا مي شه
هر كي به اون نگاه كنه تو چشم اون پيدا مي شه
حالا همه خوب مي دونن
محمد داداش خوشگلمه
مامان بابا با هم مي گن
دوستش داريم يه عالمه



توصيف محمد از كلام دانشين آبجی پری ناز
